آموزش وردپرس
خانه » فرزند پروری » تربیت کودک پیش از دبستان » اصول تربیت کودک برای والدین
آموزش خیاطی توسط خانم سیما عمرانی کارشناس خیاطی صدا و سیما
اصول تربیت کودک برای والدین-www.mehcom.com
اصول تربیت کودک برای والدین-www.mehcom.com

اصول تربیت کودک برای والدین

 اصول تربیت کودک برای والدین

آنچه که خواهید خواند : پرهيز از سرزنش کردن ، جلوگيري از رفاه زدگي فرزند ، برچسب زدن به فرزند ، برجسته کردن ابعاد مثبت کودکان ، در مورد موفقيت ها و شکست هاي کودکان منطقي عمل کنيد ، اجتناب از داد و فریاد ، تاثير قصه گويي بر رفتار کودکان ، ابراز محبت والدين نسبت به يکديگر ، رشوه ندادن به کودک ، کمک به کودک ، جلوگيري از وابسته شدن فرزند ، واضح و روشن صحبت کردن با کودک ، همبازي شدن با کودک ، گاهي به فرزندتان”نه” بگوييد ، به فرزندان امکان انتخاب بدهيد ، ثابت‏ قدم باشيد ، به احساسات کودکان اهميت دهيد
اصول تربیت کودک برای والدین-www.mehcom.com
اصول تربیت کودک برای والدین-www.mehcom.com
جلوگيري از رفاه زدگي فرزند
کودکان بايد با رنج ها و مشکلات طبيعي زندگي آشنا شوند تا افرادي شکننده، رفاه زده و پر توقع بار نيايند.لازم نيست همه خواسته هاي کودک برآورده شود .
در اين مورد منطقي عمل کنيد و بلافاصله بعد از اين که کودک چيزي خواست برايش تهيه نکنيد. ضمن اينکه بايد زياد او را ناکام نگذاريد ولي عمل کردن به همه خواسته هاي او باعث مي شود در آينده از کنترل شما خارج شود.
مواظب باشيد کودک خود را به علت رفتار مثبت که انجام داده تشويق نماييد و به علت رفتار منفي تنبيه نماييد نه اينکه ملاک تشويق يا تنبيه شما حالات خلقي شما باشد. متناسب سن کودک به او کار و مسئوليت محول کنيد.
لازم نيست همه کارهاي فرزندتان را شما انجام دهيد و کودک در منزل فقط مصرف کننده باشد. همچنانکه کودک رشد مي کند مي تواند بسياري از کارهاي خود و خانه را انجام دهد. چنين استقلالي را به کودک بدهيد. در غير اين صورت کاملا متکي به ديگران تربيت مي شود.

 پرهيز از سرزنش کردن

شما فرزند خود را بابت رفتارش سرزنش ميکنيد. مثلا «تو که هنوز اتاقت را مرتب نکرده اي!» يا «تو که دوباره خواهر کوچکت را اذيت کردي!» گاهي اين سرزنشها جاي خود را به جمله هاي حقارت آميز ميدهند. شما دقيقا همان کاري را به کودک خود ميگوييد که در آن لحظه انجام ميدهد؛ در صورتي که فرزند شما کاملا به عمل خود واقف است.
آگاهي از نامناسب بودن رفتار کودک، معمولا هيچ سودي ندارد. از نظر کودک، اين سرزنشها صرفا عيبجويي از سوي شماست. کودک مي انديشد:
«او مرا دوست ندارد. پس بايد براي جلب توجه او بجنگم.» بخصوص اگر سرزنشهاي شما با ابراز جمله هاي تحقيرآميز همراه باشد، اين احساس در کودکتان قويتر خواهد بود.
برچسب زدن به فرزند
هنگامي که والدين روي فرزندان خود اسم ميگذارند و آنان را با همان اسامي صدا ميزنند، ممکن است مشکلات عاطفي و رفتاري در کودکان ايجاد کنند. کودکان نسبت به اين مساله خيلي حساس هستند؛ مثلا هنگامي که والدينشان آنان را احمق، کودن، گيج، خرفت، خنگ، پروفسور، مزاحم و… صدا ميزنند. معمولا نه تنها باعث بهبود اوضاع نميشود؛ بلکه آن را وخيمتر نيز ميکند.
برجسته کردن ابعاد مثبت کودکان
به كودك خود بفهمانيد كه هيچ مشكلي وجود ندارد كه به اتفاق هم نتوانيد آن را حل كنيد. همچنين به او بياموزيد كه خوشبين باشد. اگر اتفاق بدي افتاد، با صداي بلند فكر كنيد و بگذاريد او افكار شما را بشنود: «واي، نه… باورم نميشود كه اين اتفاق افتاده، اما درستش ميكنم، چيز مهمي نيست.» يادگيري خوشبيني مهم است، زيرا كودك مشتاق و آرزومند به احتمال زياد بزرگسالي شاد خواهد شد. افراد ناراضي و ناخشنود بر حوادث منفي زندگي متمركز ميشوند، درحاليكه افراد شاد به وقايعي ميانديشند كه چشمانداز بهتري از آينده به آنها ميدهد.
در مورد موفقيت ها و شکست هاي کودکان منطقي عمل کنيد
برخورد منطقي با شکستها و موفقيتها باعث مي شود انگيزه براي کارهاي بعدي در کودک از بين نرود. بزرگ کردن موفقيت و زياد منفي جلوه دادن شکست هيچ کدام صحيح نيست.
اگر فرزندتان در يک مسابقه ورزشي مدال مي آورد، آن را زياده از حد بزرگ و با اهميت جلوه ندهيد، زيرا اگر دوباره نتوانست مدال بياورد شديدا احساس بي ارزشي مي کند و اگر هم شکست خورد آن را زياد مهم تلقي نکنيد تا بتواند باز تلاش خود را از سر گيرد. در اين مورد، شکست و موفقيت در تحصيل حائز اهميت ويژه اي است.
اجتناب از داد و فریاد
باور کنيد که جيغ زدن اشتباه است و نه تنها رفتار کودک را کنترل نمي کند، اکثراً واکنش منفي داشته و باعث برانگيختگي بيشتر کودک ميشود. تحقيقات دکتر ناتان بلوم در دانشگاه پنسيلوانيا نشان ميدهد «فرياد کشيدن حس هيجان زدگي بيش از حد را در کودکان ايجاد ميکند». در واقع کودکان بيش از پيش رفتار ناهنجار را از خود نشان ميدهند.
چنانچه بخاطر کشمکش دو کودک 3 يا 4 ساله سر فرزندتان فرياد بکشيد، او ميتواند چنين برداشت کند که شما را برانگيخته (به او توجه کرده ايد) پس کارش را ادامه ميدهد و گاهي رفتارش شديدتر نيز خواهد بود.
در صورتيکه عدم توجه شما ميتوانست مشکل را زودتر حل نمايد. داد و فرياد شما در اين حالت نيز خاتمه نمي يابد زيرا کودک به اين نتيجه خواهد رسيد که اگر مادر يا پدر بخواهند مقصودشان را به ما بفهمانند، حتماً فرياد خواهند کشيد؛ چرا که هميشه اين کار را کرده اند.
پس اگر فريادي نمي زنند حتماً موردي نيست و کارم را ميتوانم دنبال کنم. باز هم قصه تربيتي ما در اينجا پايان نمي يابد، کودکان مي آموزند که تنها راه منطقي براي ارتباط فرياد است و بس. چنانچه کسي بخواهد ديگران به او و خواسته هايش توجه کند، بيشتر بايد فرياد بکشد و خواسته هايش را به صورت امري و دستوري با صداي بلند مطرح کند.

تاثير قصه گويي بر رفتار کودکان
استفاده از قصه در آموزش کودک بسيار مهم است. يکي از راه هاي آموزش موثر مشاهده نتايج عملکرد ديگران است. که اين نتايج را در قالب قصه ميتوان به کودک آموخت.
ابراز محبت والدين نسبت به يکديگر
بايد در نظر داشت که فرزندان در تمام رفتارها و اعمال خود نيازمند الگوهاي مناسب رفتاريی هستند و بهترين الگوها پدر و مادر فرد به شمار ميروند.
ابراز محبت والدين نسبت به يکديگر جو عاطفي خانواده را مثبت و سالم نگه ميدارد چنان که تحقيقات مختلف روان شناختي و تربيتي نشان دادهاند که در چنين خانواده هايي فرزندان سالم و بانشاط و با اعتماد به نفس بالاتری پرورش مييابند.
رشوه ندادن به کودک
اگر چنين کني، چنان خواهيم کرد! رشوه دادن نيز همانند روش هاي ديگر قطعا با شکست مواجه خواهد شد؛ روشي که در آن بوضوح به کودک گفته ميشود که اگر کاري را بکند (يا نکند) پاداشي دريافت خواهد داشت.
“اگر با برادر کوچک خوب رفتار کني، تو را ميبرم سينما ”              “اگر شعر را حفظ کني، تو را ميبرم مسابقه فوتبال”
اين نوع برخوردهاي شرطي ممکن است طفل را وادار کند براي به دست آوردن يک هدف آني، کاري را انجام دهد، ولي بندرت باعث کوشش مداوم کودک خواهد شد.
حرفهاي ما به او القاء ميکند به قابليت او شک داريم. اشکالات اخلاقي زيادي درباره پاداشهايي که به صورت رشوه استفاده شوند، وجود دارد. بسيار مفيدتر و لذت بخش تر است که جايزه را بدون اين که آن را از قبل اعلام کنيم و کاملا بدون انتظار کودک به او بدهيم.
خونسردي شما در مواقع بحراني ميتواند آموزش خوبي براي کودکتان باشد. چرا که اين موضوع يک آموزش غير مستقيم است و از تاثير خوبي برخوردار است.. مطمئن باشيد که کودکان تک تک رفتار هاي شما را در بحران ميآموزند.
کمک به کودک
وقتى در زندگى سرتان بسيار شلوغ است ممکن است براى راحت کردن خودتان کارهاى کودکتان را اعم از گذاشتن قاشق غذا به دهان او تا پوشاندن کفشش انجام بدهيد.
اما بيشتر کودکان دوست دارند خودشان اين کارها را انجام دهند و اگر زمان کوتاهى را براى آموختن اين کارها صرف کنيد بعداً زمان کار بيشترى خواهيد داشت
جلوگيري از وابسته شدن فرزند
از حمايت بيش از حد کودک خود بپرهيزيد. مثلا جاي او تصميم نگيريد و جاي او مشکلاتش راحل نکنيد. در جايي که حق با کودک نيست از او حمايت نکنيد در غير اين صورت به کودک خود خيانت کرده و او را از مسير حق منصرف کرده ايد.
اگر ميخواهيد فرزندتان نسبت به مسئوليتهاي خود بي تفاوت نباشد، حساسيت بيش از حد نسبت به مسئوليتهاي او نشان ندهيد. سعي کنيد ظاهراً بي تفاوت باشيد تا او خود به تکاليف و وظايف خود حساس شود. معمولاً پدر و مادر در اثر حمايت و محبت نميتوانند کودک را به قدر کافي به خود واگذارند. در محبت نمودن، معتدل باشيد.
واضح و روشن صحبت کردن با کودک
وقتي از فرزندتان ميخواهيد کاري را انجام دهد،از جمله ايي واضح و مشخص استفاده کنيد.مختصر و مفيد بگوييد.وقتي چيزي ميگوييد، منظورتان فقط همان باشد، نه چيز ديگري.براي همه والدين پيش آمده که از دست فرزند خود به خاطر حرفهايي که نبايد ميگفت! عصباني هستند.
ولي چه کسي به کودک توضيح داده که نبايد اين حرف را در جاي ديگري بزند؟ مثلا ما از فرزندمان ميخواهيم آدرس، شماره تلفن، اسم والدين و… را بداند تا در مواقع اضطراري اطلاعاتش کافي باشد ولي اگر همين کودک سه، چهار ساله اين اطلاعات را براي شخص غريبه اي بازگو کند او را به شدت مورد شماتت قرار مي دهيم.
به عبارتي ما تنها اطلاعات را به کودک خود ميدهيم اما به او نمي گوييم که زمان استفاده از آن چه موقع است. ما تصور ميکنيم که او هم مانند ما به چگونگي استفاده از انها واقف است.
به طور مثال از بين چندين کار مثبت که مد نظر شماست، از فرزندتان بپرسيد که مايل است کدام را زودتر انجام دهد؟
اين کار علاوه بر اين که او را غرق لذت و شادي ميکند و صميميت را افزايش ميدهد، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندي را در کودک تقويت ميکند.
گاهي به فرزندتان”نه” بگوييد
فرزندان ممکن است در برخي مواقع خواسته هايي داشته باشند که برآورده کردن آنها به صلاح نباشد.اگر هميشه همه خواسته هاي ما بدون کوچکترين مانعي برآورده شود، آن گاه از وضعيت موجود احساس رضايت کرده و هيچ تلاشي براي بهبود شرايطي که در آن هستيم انجام نمي دهيم و به دنبال پيشرفت نخواهيم بود.
اصولا پيدايش نيازها و خواسته هاي تازه که محرکي براي حرکت رو به جلو است نتيجه اين است که به برخي از خواسته هاي خود نرسيده ايم.
بنابراين ما در حالي که نياز فرزندان خود را برآورده مي کنيم، بايد آنها را آماده کنيم که از لحاظ شخصيتي، اجتماعي و رواني به پله هاي بالاتري دست پيدا کنند.
براي اين کار لازم است اولا خواسته هاي معقول ارضا شود؛ چرا که محروميت و ناکامي در دستيابي به خواسته ها، شخص را در آينده از لحاظ شخصيتي و زندگي فردي با مشکل مواجه ميکند.
دوم اينکه ارضا و پاسخگويي به اين خواسته ها بايد نسبي باشد. پاسخ دادن نسبي به خواسته ها روحيه صبر و افزايش تحمل را براي کودک به دنبال دارد و مهارت هاي تلاش براي بدست آوردن هاي بيشتر را در او تقويت مينمايد.
به فرزندان امکان انتخاب بدهيد
تربيت صحيح و اصولی يعني آنکه به بچه‏ ها بياموزيم، نه آنکه آنها را مجبور کنيم. استفاده از قدرت و اجبار تنها بايد آخرين راه باشد.
روانپزشکان معتقدند: بهترين روش آن است که به بچه ‏ها امکان انتخاب يکي از دو حالتي را بدهيم که هر دو براي والدين بي‏ضرر هستند.
دکتر کرزنر، به طور مثال پيشنهاد مي‏کند، به کودکي که سر ميز شام بدرفتاري مي‏کند، بگوييد:
مي‏تواني اينجا بنشيني و آرام شامت را تمام کني.
مي‏تواني به اتاقت بروي و آرام بگيري.
البته بهتر از آن اين است که کودک را به تفکر دعوت کنيد تا براي حالات کنوني خود فکر کند و راه حل بيانديشد.
ثابت‏ قدم باشيد
ثابت قدم بودن به اين معناست که وقتي به بچه ‏ها چيزي مي‏گوييد، طبق آن عمل کنيد. اگر به بچه‏ ها مي‏گوييد تا وقتي که تکاليف‏شان تمام نشود نمي‏توانند تلويزيون تماشا کنند، طبق آن عمل کنيد.
ثابت قدم بودن يعني قابل اعتماد بودن. اگر احساس ميکنيد تنبيهي را نمي توانيد انجام دهيد اخطار دادنش کار اشتباهي است. اين کار به بچه‏ ها اين پيام را مي‏دهد که شما به اندازه کافي به آنها توجه داريد تا طبق آنچه گفته‏ايد، عمل کنيد.
اگر به بچه‏ ها قول مي‏دهيد چنانچه اتاق‏هايشان را تميز کنند آنها را بيرون مي‏بريد تا بستني بخورند و بعد به قول خود عمل نمي‏کنيد، روش تربيت شما ضعيف است.
اما با ثبات بودن به معناي خشک بودن نيست. به طور مثال، اگر کودکي اتاقش را تميز کرد اما فراموش مي‏کند سبد آشغال را خالي کند، همچنان شايسته بستني است.مي‏توانيد به کودک بگوييد: «دفعه بعد فراموش نکن که سبد آشغال را خالي کني.
بهترين روش آن است که به بچه ‏ها امکان انتخاب يکي از دو حالتي را بدهيم که هر دو براي والدين بي‏ضرر هستند
 دکتر کرزنر (روانشناس) مي‏گويد وقتي که فرزندانش خردسال بودند، از روش شمردن تا عدد سه استفاده مي‏کرد تا رفتار نامطلوب کنار گذاشته شود.
او به آنها مي‏گفت که مي‏خواهد کاري را که انجام مي‏دهند تا سه شماره متوقف کنند و در صورت عدم توجه، منتظر پيامدهاي آن باشند.
او مي‏گويد: «آنها هميشه حرف‏هايم را نمي‏شنيدند در نتيجه، آهسته ‏‏تر مي‏شمردم يک… دو … سه، اگر همچنان به من توجهي نمي‏کردند، دوباره با صداي آرام مي‏ شمردم.»
معمولاً اين کار کافي بود تا توجه بچه‏ ها را جلب کند در غير اين صورت، او فقط کودک را بلند مي‏کرد و به اتاقش مي‏برد. اين روش حتي به يک کودک خردسال نشان مي‏دهد که هر رفتار بدي يک پيامد دارد.
فراموش نکنيد که هر تنبيه يا برخورد تقابلي بايد با اخطار قبلي صورت گيرد تا کودک از رخ دادنش آگاهي داشته باشد اين روش نيز به قابل پيش بيني بودن رفتار شما کمک ميکند و حرف شنوي را تسريع مي بخشد.
تفکر را به او بياموزيد،نه به جايش فکر کنيد-www.mehcom.com
تفکر را به او بياموزيد،نه به جايش فکر کنيد-www.mehcom.com
به احساسات کودکان اهميت دهيد
به آنها کمک کنيد تا بتوانند اعمال و رفتارشان را تحت کنترل خود درآورند و با استفاده از روش هاي سالم برون ريزي، آنها را ابراز دارند.
دکتر مسينگر در کتاب خود مينويسد: «يکي از وظايف مهم هر پدر و مادري اين است که اعتقادات نامعقول و نادرست فرزندانشان را نسبت به وجود خودشان شناخته و آنها را اصلاح کنند.
زيرا، اين تفکرات و برداشت هاي نادرست ميتواند در آنها ريشه گرفته و براي کودک به صورت واقعيت هايي عيني درآيد. اين باورها ميتوانند درباره ي کمالگرايي، جذابيتِ ظاهري، تواناييها، استعدادهاي او و يا هر موضوع ديگري باشد.
براي نمونه کودکي که در تمام درسهاي خود نمرهاي خوب گرفته ولي در درس رياضي ضعيف است، ممکن است بگويد: «من شاگرد بدي هستم … درس رياضي را اصلاً نميفهمم».
اين گفته ي او نه تنها اشتباه محض است، بلکه ممکن است به صورت باوري مسلم براي او جا افتاده،بعدها نيز موجب شکست هاي پي در پي او شود.
در چنين مواقعي فرزند خود را تشويق کنيد تا واقعيت را آن طور که هست ببيند و با جملات هدفمند و منصفانه ي خود او را راهنمايي کنيد.
براي مثال، به او بگوييد: «تو شاگرد خوبي هستي. در تمام درسهاي خود نمره ي خوبي گرفتي. حساب و رياضي تنها يک درس است و تو تنها در اين درس به تمرين احتياج داري.
يکي از وظايف مهم هر پدر و مادري اين است که اعتقادات نامعقول و نادرست فرزندانشان را نسبت به وجود خودشان شناخته و آنها را اصلاح کنند. زيرا، اين تفکرات و برداشتهاي نادرست ميتواند در آنها ريشه گرفته و براي کودک به صورت واقعيت هايي عيني درآيد.
احساسات خود را به کودکتان نشان بدهید
فرزندتان را بغل کنید، لمس کنید، در آغوش بگیرید، ببوسید، ماساژ دهید، قلقلک بدهید. این کارها به کودکان کمک میکند که از مورد توجه بودن و مورد محبت واقع شدن احساس آرامش کنند و رابطه عاطفی آنها محکمتر شود.
اوقاتی را به فرزندتان اختصاص دهید
معمولاً والدین زمان بسیار کمی را با فرزندشان میگذرانند و بیشتر مواقعی که به ظاهر با بچهها هستند، اغلب به فعالیت دیگری مصروف اند. بهتر است در طول روز و بهطور مکرر زمانهایی را با کودکتان بگذرانید.
زمانهای کوتاه (برای مثال ۱ تا ۱۰ دقیقه) مفیدتر است. مثلاً وقتی که طفل به شما مراجعه میکند تا چیزی از شما سوال کند یا چیزی می خواهد بهترین زمان برای توجه به کودک است .
آموزش کنترل رفتار به فرزند
والدين بايد حس مسوليت و کمک به همنوعان را در فرزندشان تقويت کنند. به او نشان دهند که ديگران را دوست دارند و مورد محبت قرار ميدهند.
والدين مي‏توانند مهارت کنترل خشم را به کودکان بياموزند بايد به او بگويند « هر وقت عصباني هستي نفس عميق بکش» بايد اين عمل را دقيقاً به او آموزش دهيم در برابر آينه اين عمل را به راحتي مي‏توان به کودک آموخت.
فرزندتان را در امر تربيت شريک کنيد
از او يک موجود منفعل نسازيد. وقتي کودک مشارکت فعال داشته باشد،هم از آموزش لذت ميبرد و هم ديرتر فراموش ميکند. سعي کنيد به او مسئوليت بدهيد.
براي مثال اگر ميخواهيد او ياد بگيرد که اسراف نکند، ميتوانيد به او بگوئيد مسئول خاموش کردن لامپ ها موقع خروج از خانه است. و به اين ترتيب او را با خود همراه کنيد که تاثير اين همراهي بسيار زياد است.
با کودکتان صحبت کنید
در مورد چیزهایی که فرزند شما به آن علاقه دارد صحبت کنید. صحبت با کودک به او کمک میکند که سخن گفتن را یاد بگیرد، مهارتهای اجتماعی و گفتگو کردن را بیاموزد و اعتماد به نفسش افزایش یابد.
تفکر را به او بياموزيد،نه به جايش فکر کنيد
يکي از توانايي هاي شما اين است که فرزندتان را آماده کنيد تا در مواقع لزوم در زندگي اش بتواند به تنهايي تصميم درست بگيرد. براي رسيدن به اين توانايي بايد از کودکي به او فرصت انتخاب دهيد و بگذاريد دليل انتخاب هايش را توضيح دهد و در صورت اختلاف نظر با هم بحث کنيد.
جامعه و شرايط امروز را بشناسيد
هيچ کودکي را نمي توان از روي کتاب هاي روان شناسي تربيت کرد و يا روش نسل گذشته را در تربيتش پياده کرد. بلکه بايد شرايطي که وي در آن رشد ميکند را در نظر گرفت زيرا زمانه تغيير کرده است، اصل تربيت همان است ؛
اما با توجه به زياد شدن تاثير وسايل ارتباط جمعي و انواع جديدي از وسايل در خانه ها مثل رايانه و.. بهترين راه اين است که ضمن استفاده از روش هاي تربيتي سنتي موفق، تغييراتي در بعضي جنبه هاي آن بدهيم و پا به پاي تاثير گذاري بيشتر محيط و جامعه ما نيز تاثيرمان را بيشتر کنيم.
گردآورنده: غلامرضا میرزایی،کارشناس ارشد روانشناسی عمومی
مهکام مجله اترنتی آموزش خانواده موفق – اصول تربیت کودک

کلمات کلیدی : آموزش کودک ,  روش هاي تربيتي ,  کودک ,  احساسات کودک ,  همبازی شدن با کودک ,  وابستگی کودک ,  اصول تربیت کودک برای والدین ,  اصول تربیت کودک ,  خانواده موفق ,  خانواده

منبع : nahad.sums.ac.ir

راهنمای کامل دوران بارداری و پرورش نوزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *