آموزش وردپرس
خانه » روانشناسی » اصول و فنون مشاوره و راهنمایی » چگونه یک جلسه مشاوره را شروع و اداره کنیم ؟ (قسمت دوم)
آموزش خیاطی توسط خانم سیما عمرانی کارشناس خیاطی صدا و سیما
www.mehcom.com-چگونه یک جلسه مشاوره را شروع و اداره کنیم ؟ (قسمت دوم)
www.mehcom.com-چگونه یک جلسه مشاوره را شروع و اداره کنیم ؟ (قسمت دوم)

چگونه یک جلسه مشاوره را شروع و اداره کنیم ؟ (قسمت دوم)

www.mehcom.com-چگونه یک جلسه مشاوره را شروع و اداره کنیم ؟ (قسمت دوم)
www.mehcom.com-چگونه یک جلسه مشاوره را شروع و اداره کنیم ؟ (قسمت دوم)

ارجاع مراجع

 پس از نخستین تماس مشاوره؛ ممکن است مشاور یا مراجع یا هردو، احساس کنند که بهتر است مراجع به مشاور دیگری ارجاع داده شود، یا آنکه ممکن است مشاور پس از کمک های مقدماتی، به جایی برسد که ارائه کمک به مراجع برایش مقدور نباشد. این حالت حتی برای مجرب ترین و ورزیده ترین مشاوران نیز پیش می آید. ارجاع به هر علتی انجام شود، مشاور باید در انجام دادن آن نکات زیر را رعایت کند:

-مشاور تا جایی که ممکن است باید بای کمک به مراجع اقدام کند و در این راه حداکثر کوشش خود را به خرج دهد. مشاوری که برای سهولت کارخود، بدون تلاش و تقلای ممکن، مراجع را به دیگری ارجاع دهد، به وظایف خود عمل نکرده است.

-قبل از ارجاع، باید مراجع را برای مراجعه به دیگری آماده ساخت. این عمل از طریق ابزار علاقه و تمایل مراجع برای رجوع به متخصص دیگر، و با توجه دادن او به عدم کارایی وتأثیر خدمات مشاوره ای موجود، حاصل می شود.

-برای ارجاع مشاور با مراکز و منابع خدماتی مختلف در جامعه آشنایی و تماس داشته باشد.

-مشاور باید عللی را که موجب ارجاع شده به صراحت و صداقت برای مراجع بیان کند و این موضوع را به وی تفهیم کند که عرضه ی کمک و راهنمایی به وسیله ی اومحدودیت داشته ووضع ناراحتی او، ارجاع را ایجاب می کند. بدیهی است که در این جریان، مشاور باید طوری عمل کند که مراجع احساس نکندوضعیت او وخیم است.

-بهتر است قبل از ارجاع، مشاور با مؤسسه یا متخصص مورد ارجاع تماس بگیرد و موضوع را مطرح کند.

-قبل از هر پیشنهادی برای ارجاع باید با کسانی که قبلاً با مراجع تماس داشته اند، هم فکری و تبادل نظر شود.

-در موقع ارجاع باید امکانات و محدودیت های متخصص یا مؤسسه مورد ارجاع، برای مراجع بیان شود، اما از هر گونه مبالغه در این زمینه، احتراز شود.

-چنانچه مراجع، کودک و خردسال است باید برای ادامه ی کمک و اقدامات بعدی، رضایت و همکاری والدین وی جلب شود.

-پیشنهاد ارجاع، به وسیله ی مشاور داده می شود ولی اقدام به اجرای پیشنهاد و ادامه مشاوره در مؤسسه جدید، منوط به اقدام مراجع یا والدین او است که در این مورد، توجیه ضرورت موضوع از اهم وظایف مشاور است.

-در زمان ارجاع، انتقال سوابق مشاوره به منبع جدید، منوط به رضایت مراجع  و والدین او است و چه بهتر که این رضایت به صورت کتبی اخذ شود.

-مشاوراخلاقاً متعهد است که پس از ارجاع، رابطه ی خودرا با مراجع قطع نکند و این رابطه را تا پایان کار او و برقرار شدن رابطه ی جدید، ادامه دهد.

دلایل ارجاع

1- زمان

عدم هماهنگی بین زمانی که مراجع ومشاور فرصت دارند، یکی از عواملی است که ممکن است مراجع به مشاور دیگری ارجاع داده شود. مثلاً ممکن است مشاور فقط صبح ها وقت داشته باشد و مراجع بعداز ظهرها، یا مراجع هفته ای به دو یا سه جلسه مشاوره احتیاج داشته باشد و مشاور چنین فرصتی نداشته باشد. در این مواقع، ارجاع، عملی کاملاً بجا است.

2- تضاد بین شخصیت مراجع و مشاور

مواقعی پیش می آید که مشاور از ناحیه ی مراجع احساس تهدید می کند و متوجه می شود که کار با این گونه مراجعان، برایش دشوار است و تمایلی به ادامه ی مشاوره با آنان ندارد. مثلاً مشاوری که مایل است با نوجوانان بی قرار و خرابکار به مشاوره بپردازد ولی پذیرفتن جوانان افسرده برای او کسالت آور است. در این موقع، مشاور باید مراجع را به مشاور دیگری که به آن زمینه علاقه دارد ارجاع دهد.

3- زمینه ی زیستی یا جسمی

مراجعان از نظرجسمی یا زیستی، متفاوتند. مراجع ممکن است زن یا مرد استثنایی یا طبیعی باشد. همچنین ممکن است مراجعان، بزرگسالان یا کودک، یا از نظر نژاد، با هم متفاوت باشند. مشاورممکن است در قبال مراجعان مذکور، احساس کند که با بعضی از گروه ها بهتر از گروه های دیگر می تواند کارکند. مثلاً کار با کودک طبیعی برایش سهل تر از کودک استثنایی، یا مشاوره با بزرگسال ساده تر از کودک است. دراین مواقع، مشاور مراجعانی را که برای خود مناسب نمی داند، به مشاوری دیگر ارجاع می دهد.

4- ماهیت شکل

اگر مشکل مراجع طوری باشد که در حوزه ی تخصص مشاور نباشد یا مشاور درآن زمینه علم و اطلاع کافی نداشته باشد؛ یامشکل مراجع گریبانگیر مشاور نیز باشد (مثلاً مشاوری که خودش از طلاق دادن همسرش در رنج است؛ نمی تواند به مراجعی که مشکلش کشمکش خانوادگی شدید باشد کمک کند، ) در این مواقع، مشاور باید مراجع را به دیگری ارجاع دهد.

5- تضاد در چگونگی روش مشاوره

مراجعانی هستند که به دنبال مشاوری می گردند که مثلاً از روش مستقیم یا انتخابی استفاده می کند، چنانچه چنین مراجعی به مشاوری مراجعه کند که روش غیرمستقیم را به کار می برد، خواستار ارجاع به مشاوری می شود که از روش مستقیم یا انتخابی استفاده می کند یا آنکه ممکن است مشاور احساس کند مراجع نمی تواند از روشی که او به کار می برد، در حل مشکلش کمک بگیرد. در این مواقع، مراجع به مشاور دیگری ارجاع داده می شود.

6- اختلاف در اصول اخلاقی یا ارزش ها

گاه ممکن است مراجعی با عقاید و ارزش های خاص، جویای مشاوری با همان عقاید وارزش هاباشد. مثلاً اگر یک مراجع به شدت پایبند مذهب، پس از مراجعه به مشاور متوجه می شود که مشاور او زیاد پایبند مسائل مذهبی نیست، ممکن است بخواهد که به یک مشاور مذهبی تر ارجاع داده شود یا برعکس.در این مواردبهتر است مراجع به مشاور دیگری ارجاع داده شود. لازم به تذکر است در مواقعی که مراجع باید ارجاع داده شود، این عمل باید هر چه زودتر انجام پذیرد، زیرا در صورت تأخیر در ارجاع اولاً مصاحبه های بعدی به تعویق می افتد ثانیاً ممکن است مراجع احساس طردشدگی کند.

مهارت گوش دادن

یکی از مهارت های مشاوره، گوش دادن است؛ بنابراین مشاورباید مهارت گوش دادن را در خود پرورش دهد و از اینکه مدتی باید به مراجع گوش دهد، ناراحت نشود و تحمل لازم را در خود بپرورد. در گوش دادن مشاور باید نکات زیر را مورد نظر قرار دهد:

-به بیانات مراجع به دقت گوش دهد و به نحوی عمل کند که مراجع یقین کندبه او و سخنانش توجه می شود.

-در زمان گوش دادن، مشاور نباید نگاه خودرا به دور از نگاه مراجع قرار دهد و مثلاً به بالا یا پایین نگاه کند بلکه باید با نگاه معمولی- نه خیره شدن به چشم های مراجع – به وی نشان دهد که به او توجه می کند و به دقت به گفته هایش گوش می دهد.

-حرکات سرو صورت مشاور، باید متناسب با حالات عاطفی مراجع، و نشان دهنده ی احساسات مراجع باشد.

-نحوه ی نشستن و حالت های بدن مشاوره، می تواند نمایانگر میزان توجه او به مراجع باشد. مشاوری که حالت بی قراری داشته باشد ودر زمان گوش دادن، همواره روی صندلی جابه جا شود، موجب می شود که این فکر در مراجع به وجود می آید که مشاور ناراحت است و حوصله ی گوش دادن به سخنان او را ندارد و در نتیجه اضطراب مشاور به مراجع منتقل خواهد شد و او از ادامه ی سخن، خودداری خواهد کرد. بهترین حالت برای مشاور آن است که آرام روی صندلی بنشیند و ششدانگ حواسش را روی بیانات مراجع متمرکز سازد.

بازگویی

بازگویی عبارت از آن است که مشاور مطلبی را که مراجع به تازگی گفته، مختصر و مفید به خوداو بر می گرداند. چنانچه این برگردان بدون دخل و تصرف در کلمات مراجع صورت گیرد، آن را تکرار می نامیم؛ بنابراین بازگویی و تکرار ممکن است به سهولت با یکدیگر اشتباه شوند. برای آنکه بتوان چکیده ی مطالب مطرح شده به وسیله ی مراجع را بازگوکرد، لازم است. صرفاً گفتار مراجع مورد نظر است و جنبه های احساسی گفته ها و اعمال او، مورد تأکید نیست. چنانکه بازگویی به درستی انجام گیرد، به روشن شدن موضوع مطرح شده کمک می کند ومراجع در می یابد که مشاور، به گفتارش توجه داشته ومطالبی را که بیان کرده به درستی درک کرده است.

منعکس کردن احساسات

بیان مشکلات و ناراحتی به وسیله ی مراجع، دوجنبه دارد: یکی جنبه ی کلامی، ودیگر جنبه ی احساسی. جنبه ی کلامی، توجه به گفتار و کلماتی است که مراجع بیان می کند و جنبه ی احساسی، نحوه ی گفتار مراجع است. رنگ چهره، حرکات بدن، تن صدا، حالت نشستن و سایر مواردی که با سخن گفتن همراهند، مبین احساسات و حالت های عاطفی مراجع هستند. مشاور از طریق توجه به جنبه های عاطفی واحساسی کلمات مراجع، حرکات، آهنگ صدا و تغییرات چهره به او به احساسات، عواطف و تمایلات نهان مراجع پی می برد و آنها را به مراجع منعکس می سازد. برای اینکه مشاور بتواند دراین مهارت توفیق حاصل کند، باید به شیوه های زیر عمل کند.

-مشاور باید به دقت حرکت ها وحالت های مراجع را به هنگام گفتار، زیر نظر بگیرد تا بتواند احساس او را درک کند؛ مثلاً دریابد که او می ترسد یا عصبانی است یا حالت تنفردارد. مراجع گاه احساس خود را به زبان می آورد. در این حالت، هر چند اظهار احساس، بیان کننده ی تمامی احساس مراجع نباشد، ولی به درک احساس او کمک می کند. مثلاً ممکن است مراجع اظهار دارد که از زن پدرش متنفر است یا در برابر فلان موضوع عصبانی است و…

-مشاور پس از درک احساس مراجع با یک یا چندجمله، احساس اورا منعکس می کند و مثلاً می گوید از زن پدرت تنفر داری یا از فلان امر عصبانی هستی.

-برای منعکس کردن احساسات، بهتر است شرایط و موقعیت نیز بیان شود. مثل اینکه گفته شود: «شما در فلان شرایط عصبانی می شوی» یا«در فلان موقعیت حالت تنفرپیدا می کنی».

-انعکاس احساسات باید با همان کیفیت و همان وضعی که مراجع در جلسه ی مشاوره نشان داده انجام گیرد.

-در انعکاس احساسات، باید به حالت مراجع که احتمالاً آمیخته ای از احساسات مختلف است، توجه شود. چه بسا که مراجع در آن واحد هم دارای حالت ترش باشد و هم تنفروهم خوشحالی، مثل دانش آموزی که در بدو امتحان هم می ترسد، هم از اینکه امتحان را می گذراند خوشحال است، و هم از اخذ نمره بد تنفر دارد. مشاور باید در انعکاس گفتار، به این پیچیدگی حالات توجه کند، ودر منعکس کردن احساسات تمرین کند و در آن به ورزیدگی دست بیابد.

– حالت دیگری که ممکن است پیش آید، نشان دادن احساسات دوپهلو است. مراجع ممکن است به زبان اظهار تأسف کند ولی حالت رفتار او، گویای رضایتش باشد. در این موارد، مشاور باید هشیارانه عمل کند و به جایی برسد که احساسات واقعی مراجع را درک کند و منعکس سازد.

سؤال کردن

سؤال کردن یکی از فنونی است که برای ادامه ی سخن به کار برده می شود. سؤال دو نوع است :

یکی سؤال باز، و دیگری سؤال بسته. سؤال باز، پرسشی است که پاسخ بدان طولانی است وبه مراجع امکان توضیح و اظهار نظر می دهد، ولی سؤال بسته، کوتاه است و در آن، هدف سؤال کننده ملحوظ و مشخص است.

سؤال از هر نوع، به ویژه از نوع سؤال بسته، به دلایل زیریک فن غیرمشاوره ای است ومشاور باید تا حد امکان ازآن احتراز کند:

-سؤال بسته بیشتر هدف مشاور را تأمین می کند تا مراجع را، در این نوع سوال، مشاور اطلاعاتی می گیرد و به علاقه و مطلب مورد نظر مراجع توجهی ندارد. مانند:«چند برادر دارید؟»، «پدرشما بداخلاق است؟» و…

-در موقع سؤال کردن، مشاورموضوعی را که در ذهن خود دارد، به مراجع القا می کند و در بیان مطلب، به او جهت ناخواسته ای را تحمیل می کند.

لازم به یادآوری است که با وجود توصیه به عدم استفاده از سؤال، بازهم در مواردی با رعایت برخی شرایط سؤال کردن می تواند در موفقیت مشاوره مؤثر باشد.اگر سؤال از نوع باز و با جمله بندی مناسب به کاررود، اولاً به شروع مشاوره کمک می کند «امروز درباره ی چه موضوعی صحبت می کنی؟»ثانیاً مواردی ازمطالب مطرح شده به وسیله مراجع را روشن تر وبازتر می کند، «در این باره می توانی بیشتر توضیح دهی؟»؛ همچنین مراجع را متوجه احساساتش می کند.«الان چه احساسی به تو دست داده است؟»؛ وسرانجام، برای درک بهتر موضوع، به ارائه نمونه های لازم کمک می کند: «برای درک بهتر، ممکن است مثال بزنی؟»موارد فوق نمونه هایی از مواردی هستند که سؤال کردن می تواند در مشاوره مورد استفاده قرارگیرد. ولی در سایر موارد، سؤال تهدید کننده است و جریان مشاوره را به روابط بین بازجو و متهم، شبیه می سازد. پاره ای از نکاتی که در فن سؤال کردن باید رعایت شود به شرح زیر است:

-سؤال ها باید کلی باشند و طوری مطرح شوند که پاسخ آنها بلی یا خیر یا جمله های کوتاه نباشد تا مراجع در پاسخ به سؤال آنچه را که در درون دارد بیان کند. مثلاً به جای آنکه گفته شود:«به شغل معلمی علاقه دارید؟»بهتر است سؤال شود:«نسبت به شغل معلمی، چه احساسی دارید؟».

-در زمانی که شرایط ایجاب کند که سؤال های متعددی از مراجع بشود، پس از آنکه مراجع به یک سؤال پاسخ داد، مشاور باید مکث کند وبا استفاده ازفنون دیگر، مراجع را به صحبت وادار سازد. چنانچه مراجع سکوت کردو حرفی برای گفتن نداشت، طرح سؤال جدید مجاز خواهد بود.

-مشاور باید هر بار یک سؤال مطرح کند وازمطرح کردن دو یا چند سؤال به طور همزمان خودداری کند. طرح دو سؤال در یک زمان، مراجع را گیج و نگران می سازد.

– سؤال باید طوری عنوان شود که پاسخ را به مراجع القانکند.به علاوه، باید پرسش آن به روشنی و با کمال وضوح بیان شود.

-تا زمانی که رابطه ی حسنه بین مشاور و مراجع ایجاد نشده نباید در مورد مسائل خصوصی و محرمانۀ مراجع سؤالی مطرح شود.

-مشاور نباید مواردی را مطرح سازد که مراجع نسبت به آنها حساس است و موجب ناراحتی وی می شود. چنانچه طرح این موارد ضرورت داشت، باید طوری عمل شود که برای مراجع کمتر ناراحت کننده باشد.

-مشاور باید در سطح فهم مراجع به پرسش بپردازد و در این مورد از به کار بردن کلمات خارجی یا دور از فهم مراجع خودداری کند.

به ادامه مبحث در قسمت های بعدی توجه کنید.

چگونه یک جلسه مشاوره را شروع و اداره کنیم ؟ (قسمت اول)

چگونه یک جلسه مشاوره را شروع و اداره کنیم ؟ (قسمت سوم)

بازگشت به فهرست اولیه اصول و فنون راهنمایی و مشاوره

مهکام مجله اینترنتی آموزش خانواده سبز ایرانی

راهنمای کامل دوران بارداری و پرورش نوزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *