آموزش وردپرس
خانه » سمت خدا » شفای مریض به برکت تربت امام حسین علیه السلام
آموزش خیاطی توسط خانم سیما عمرانی کارشناس خیاطی صدا و سیما

شفای مریض به برکت تربت امام حسین علیه السلام

شفای مریض به برکت تربت امام حسین علیه السلام

حکایت اول:مرحوم آیة اللّه دستغیب رحمة اللّه علیه نقل می کند که محمدبن مسلم می گوید مریض بودم در مدینه امام باقر علیه السلام مقداری آشامیدنی برایم فرستادند که ظاهرا شربتی بوده است دیدم بوی خوش داشت غلام گفت امام باقر علیه السلام فرمودند: وقتی شربت را خوردی به خدمت ما بیا تعجب کردم که نمی توانم بروی پای خودم بایستم چطور به محضرامام بروم آن شربت را خوردم گویا از بندها رها شده بودم بلند شدم رفتم منزل امام باقر علیه السلام هنوز بر امام وارد نشده بودم که حضرت فرمودند بدنت سالم شد گریه کنان داخل اتاق شدم و سلام کردم و دست امام را بوسیدم امام فرمودند چرا گریه می کنی گفتم از دوری شما گریه می کنم حضرت فرمودند آن شربت را چگونه یافتی گفتم گواهی می دهم که شما اهل بیت رحمتید وقتی غلام شربت را آورد طاقت ایستادن را نداشتم اما وقتی شربت را خوردم کانّه از بند آزاد شده بودم حضرت فرمودند ای محمد آن شربت را که خوردی از خاک قبر جدّم امام حسین علیه السلام بود و بهترین چیزی است که من به آن استشفاء می نمایم و هیچ چیزی را بر آن برابری مکن که ما به اطفال و زنان خود می خورانیم و از آن خیر بسیار می بینیم.

حکایت دوم:عالم زاهد پرهيزگار حجةالاسلام و المسلمين مرحوم آقاى حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادى قدس سره نقل فرمودند: «من در زمان مرجعيت مرحوم آية الله آخوندى خراسانى (ره) كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم مريض شدم و اين بيمارى مدتى طول كشيد و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند . پس از چندى بيمارى من به قدرى شديد شد كه اطبا از شفا يافتنم مأيوس شدند و ديگر براى معالجه‏ام نيامدند، و من در حال تب شديد گاهى بيهوش مى‏شدم و گاهى به هوش مى آمدم.

يكى از رفقا كه مرا پرستارى مى‏كرد شنيده بود كه عالم زاهد مرحوم آية الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى قدس سره مقدارى از تربت اصلى حضرت سيدالشهدا (ع) را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وى خواسته بود كه قدرى از آن تربت را بدهد كه به من بخورانند تا شفا يابم. ايشان فرموده بود : من به قدر يك عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام كه بعد از مرگم در كفنم بگذارند . آن آقا ناراحت شده و گفته بود : حالا كه ما از همه جا مأيوس شده و به شما پناه آورده‏ايم شما هم از دادن تربت خوددارى مى‏كنيد؟ اين بيمار در حال احتضار است و مى‏ميرد.

مرحوم آية الله آقاى حاج على محمد، دلش به حال بيمار سوخته و قدرى از آن تربت كه از جان خودش عزيزترش مى داشت به آن شخص داده بود . تربت را با آب مخصوصى كه وارد شده در آب حل كرده و به حلق من ريخته بودند . من كه در حال بيهوشى به سر مى‏بردم ، ناگهان چشمان خود را باز كرده و ديدم رفقا اطراف بسترم نشسته‏اند ، خوب دقيق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را كه به حلقم ريخته بودند برايم شرح دادند.

كم كم در خود احساس نيرو و نشاط كردم و حركتى به خود داده نشستم ، ديدم نشاط بيشترى دارم برخاستم و ايستادم ، و چون يقين كردم كه به بركت ترتبت مقدس امام حسين (ع) شفا يافتم حال خوشى پيدا كردم و به رفقا گفتم : از شما خواهش مى كنم كه از حجره بيرون برويد، چون مى‏خواهم زيارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بيرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى كه قابل و صف كردن نيست مشغول خواندن زيارت حضرت سيدالشهدا (ع) شدم »

آرى ، شفاى بيماران به وسيله تربت آن حضرت يكى از بركاتى است كه خداوند متعال در عوض شهادت امام حسين (ع) به وى عطا فرموده است .

تربتت راز شفاى همه درد است حسين        تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبيب‏

راهنمای کامل دوران بارداری و پرورش نوزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *