آموزش وردپرس
خانه » روانشناسی » اصول و فنون مشاوره و راهنمایی » روش های مشاوره از نظر اجرا ( مستقیم، غیرمستقیم و انتخابی)
آموزش خیاطی توسط خانم سیما عمرانی کارشناس خیاطی صدا و سیما
www.mehcom.com-روش های مشاوره از نظر اجرا ( مستقیم، غیرمستقیم و انتخابی)
www.mehcom.com-روش های مشاوره از نظر اجرا ( مستقیم، غیرمستقیم و انتخابی)

روش های مشاوره از نظر اجرا ( مستقیم، غیرمستقیم و انتخابی)

www.mehcom.com-روش های مشاوره از نظر اجرا ( مستقیم، غیرمستقیم و انتخابی)
www.mehcom.com-روش های مشاوره از نظر اجرا ( مستقیم، غیرمستقیم و انتخابی)

روش های مشاوره از نظر اجرا

 پرز استاد دانشگاه ماساچوست، در مورد مصاحبه مشاوره ای چنین اظهار نظر می کند:

در مصاحبه مشاوره ای دو شخصیت غیر همانند وجود دارندکه در یک موقعیت، متقابلاً بر هم اثر می گذارند. به صورتی که یکی در جست و جوی کمک، و دیگری درصدد دادن کمک است، ولی هر دو آنها دارای خصوصیات متغیر زیرند:

1-سیستم دفاعی متفاوتی دارند: یعنی در برابر یک موقعیت واحد، واکنش هایی متفاوتی از خودنشان می دهندهمه ٔ افراد در برخی مسائل، حساسیت های خاصی دارند و نمی خواهند فرددیگری به آنها راه یابد. یکی از علل پیچیدگی جلسه ٔ مشاوره همین اختلاف سیستم دفاعی مشاور مراجع است. فرض کنید مراجع، از مشاور باهوش تر باشد (بهره هوشی او زیادتر باشد). مشاور ممکن است با سابقه ای که از افراد باهوش دارد، احساس ناامنی کند و در رابطه با او، خشن تر عمل کند، یا آنکه از زحمت شانه خالی کند و او را به متخصص دیگری ارجاع دهد.

2-دیدو ادراکی متفاوت نسبت به زندگی دارند: افراد بشر، ادراک های متفاوتی درباره ٔ زندگی دارند و این اختلاف در رابطه آنها اثر می گذارد. ممکن است یک نفر به زندگی اهمیتی ندهد، در حالی که دیگری برای زندگی ارزش زیادی قائل باشد، ممکن است فردی در اعتقادات مذهبی خود متعصب باشد، در حالی که دیگری به این عقاید اهمیتی ندهد. این اختلاف ها و مغایرت ها مشاوره را مشکل می کند.

3-روش های مختلفی برای ایجاد رابطه شخصی دارند: افراد برای ایجاد رابطه ٔ شخصی روش های متفاوتی دارند. یک مشاور ممکن است به مراجع آزادی کامل دهد و با حوصله به او گوش بسپارد دیگری ممکن است عجله کندودر 10- 12 دقیقه مشاوره را خاتمه دهد.

همچنین یک مراجع ممکن است مایل به اطاعت و تمکین باشد ودیگری به سادگی در برابر دیگران تسلیم نشود.

4- انگیزه های متفاوتی برای شرکت در مصاحبه دارند: انگیزه های مراجع و مشاور برای شرکت در مصاحبه، تفاوت دارد. شاید انگیزه مشاور این باشدکه مورد قبول واقع شود. در این صورت ممکن است مثل یک پدر عمل کند، یعنی با مراجع به مثابه ٔ یک کودک رفتار کند و او را پند و اندرز دهد، یا آنکه ممکن است مراجع، پسر مدیر مدرسه باشد و هدف مشاور آن باشد که رضایت پدرش را جلب کند. همین طور، انگیزه ٔ مراجع برای شرکت در مصاحبه ممکن است آن باشد که از کلاس فرار کند، یا آنکه فرد تنهایی باشد و بخواهد با مراجعه به مشاور جلب توجه کند یا غرضش، امتحان مشاور باشد که ببیند آیا چیزی درچنته دارد یا خیر.

در مواجه ٔ دو شخص با هم که این همه با یکدیگر تفاوت دارند، مشکلات زیادی پیش می آید و این مشکلات در مصاحبه ٔ مشاوره ای، به نحو بارزتری تجلی می کند.

انواع مصاحبه مشاوره ای

 مصاحبه مشاوره را می توان به سه گروه تقسیم کرد :

  1. مستقیم
  2. غیر مستقیم
  3. انتخابی

اگر چه سه نوع مشاوره (مستقیم، غیرمستقیم و انتخابی) که در این قسمت مورد بحث قرار می گیرند، بازگو کننده ٔ تمام مکاتب مشاوره نیستند. اما این سه روش بیش از همه شهرت یافته اند و جریان مشاوره در مدارس، اعمال می شوند. امروزه بر خلاف گذشته این روش ها اختلاف فاحشی با هم ندارند و هر چه تجارب نظری و عملی مشاوران بیشتر می شود به طور کلی اختلاف میان فسلفه ها و نظریه های گوناگون نامحسوس تر می شود.

 1-روش مستقیم

 پیشرو این روش که به روش «متمرکز بر مشاور» موسوم است. ویلیامسون استاد دانشگاه مینه سوتا است دراین روش گرداننده مشاور است. او خود را متخصص فن می داند که از زمینه ٔ تجربی و صلاحیت علمی کافی برخوردار است. و سعی می کند از طریق جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل آنها و کشف مشکل به ارائه راه حل و رفع مشکل مراجع اقدام کند.

در این روش نقش مشاور مانند نقش پرشک است که در پی تشخیص و کشف علت بیماری و درمان آن است. مشاور پیرو روش مستقیم، معلومات و تجارب تخصصی خود را به عنوان منبع یاری دهنده در راه اتخاذ تصمیم عاقلانه در اختیار مراجع قرار می دهد.

به طوری که ویلیامسون بیان کرده مشاوره مستقیم شامل شش مرحله ٔ زیر است:

1-تجزیه و تحلیل: در این مرحله، اطلاعاتی که برای شناخت کامل دانش آموز لازم است. با استفاده از منابع گوناگون، جمع‌آوری می شود و مورد بررسی قرار می گیرد.

2-ترکیب: اطلاعات به دست آمده به نحوی خلاصه و سازمان داد می شودکه توانایی ها، محدودیت ها، وسازش و عدم سازش مراجع (دانش آموز) را آشکار سازد.

3-تشخیص: پس از انجام مراحل تجزیه وتحلیل وترکیب، از اطلاعات حاصل نتیجه گیری به عمل می آید و ماهیت و علل مشکلات دانش آموز مشخص می شود.

4-پیش بینی: در این مرحله، سیر مشکلات فعلی دانش آموز در آینده پیش بینی می شود.

5- مشاوره: مشاوره، مرحله ای است که مشاور مدرسه با دانش آموز می گذارند تا موجبات سازش یا تجدید سازش منظور از پیشگیری، کمک مراجع به (دانش آموزان)در حل مسائل بعدی یا تکرار رویداد مسأله فعلی و ارزیابی تأثیر مشاوره انجام شده است.

6-ارزیابی نتایج :در این مرحله مشاور با پیگیری وضع مراجع (دانش آموز) نتایج راهنمایی را ارزیابی می کند وبه او در رفع مشکلات بعدی کمک می کند.

اقداماتی که در مشاوره ٔ مستقیم صورت می پذیرد :

1-ایجاد رابطه حسنه با مراجع: ایجاد رابطه ٔ حسنه، یک طرفه است و از طرف مشاور صورت می گیرد.

 2-بیان مشکل : مشاور سؤال می کند: «مشکلت چیست؟ آن را بیان کن.» توجه مشاور به مشکل است نه به مراجع

3-تعیین اطلاعات ضروری : پس از شناخت مشکل، مشاور در نظر می گیرد که برای حل مشکل، به چه اطلاعاتی نیازمند است و اطلاعات لازم را مشخص می سازد.

4-جمع آوری اطلاعات: مشاور اطلاعات لازم را جمع آوری می کند.

5- تجزیه و تحلیل اطلاعات: مشاور به تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آور ی شده می پردازد.

6- تشخیص مشکل مراجع: مشارو پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات مشکل مراجع را تشخیص می دهد.

7-مطرح کردن راه حل های ممکن: دراین مرحله مشاوره راه حل های ممکن را که می توانند در رفع مشکل مراجع، موثر واقع شوند مطرح می سازد.و مورد بررسی قرار می دهد. مثلاً اگر مشکل دانش آموز، نیاز به «خودنمایی» و«مورد قبول دیگران واقع شدن» تشخیص داده شود. راه حل های لازم از قبیل فراهم کردن فرصتهایی برای خودنمایی وی در فعالیت های فوق برنامه، فعالیت های کلاسی ومانند اینها مطرح می شود.

مشاور ضمن مطرح ساختن راه حل های ممکن خاطرنشان می سازد که مسئولیت تصمیم نهایی، بامراجع است.

8-حل مشکل مراجع : به طوری که ملاحظه شد تا مرحله ٔ آخر، مشاور نقش رهبری را دارد. بعد از آن که مراجع تصمیم خود را گرفت، مشارو برای رفع مشکل به او کمک می کند.مشاور باید کار خودرا به صورت علمی انجام دهد تا مراجع، تصمیمی عاقلانه بگیرد.

روش مستقیم را می توان با روش علمی در حل مسأله مقایسه کرد. ویلیامسون در واقع در روش معمول در طب پیروی می کند.

2-روش غیرمستقیم

 پیشرو روش غیر مستقیم، که به روش راجرزی یا روش «متمرکز بر مراجع» موسوم است، راجرز است. در این روش مراجع نقش فعالانه تری دارد. بیشتر صحبت می کند و مشاور گوش می دهد.

خصوصیاتی روش غیر مستقیم به شرح زیر است:

1-مشاور، جلسه مشاوره را طوری اداره و رهبری می کند که خود مراجع، مسئولیت اساسی را به عهده داشته باشد. نظر راجرز این است که هر کس استعداد و توانایی آن را دارد که امور مربوط به خودرا قبول کند و مسئولیت آن را به عهده بگیرد.

2-مراجع بااشتیاق به حل مشکلش، به مشاور مراجعه می کند بنابراین اگر مشاور معتقد است که مراجع می تواند خود مشکلش را حل کند، باید از همان اشتیاق مراجع در حل مشکل استفاده کند و ترتیبی فراهم سازد که او خود، به حل مشکلش بپردازد. بنابراین مشاور باید به هما ن نیرویی که در مراجع هست تکیه کند، نه به فنون خودش.

3-مشاور، یک محیط گرم، آزاد و مجاز، به وجود می آورد، به صورتی که مراجع با خیال راحت، تمام مطالبی را که دارد، بیان کند.

4- مشاور صرفاً گفته های مراجع را منعکس می کند و آنها را برای مراجع، روشن تربیان می کند، یا آنکه فنون تکرار و مرور کردن گفته های مراجع را به کار می برد.

5-مشاور سعی می کند ناراحتی های عاطفی مراجع را تخفیف دهد. راجرز برای جمع آوری اطلاعات و تشخیص اهمیت چندانی قایل نیست. اومعتقد است که آگاهی داشتن مراجع موثر نیست، زیرااین دانش به وسیله ٔ عواطف، تحت فشار قرار گرفته و همین عواطف، زندگی شخص را چنان احاطه کرده اند که نمی گذارند او حقایق را ببیند. مشاور باید سعی کند با انعکاس گفتار مراجع، ناراحتی عاطفی را بر طرف سازد تا مراجع بتواند حقایق را درک کند. معلمی که از زنان، خاطره ٔ بدی داشته باشد، حقیقت را نمی پذیرد و به دختران نمره ٔ کمتری می دهد.

6-مشاور سعی می کند روابط را طوری به وجود بیاورد که برای مراجع تهدید کننده نباشد و به همین دلیل استکه از سؤال کردن اجتناب می کند. همچنین از اعمال نفوذ، تأکید روی یک مطلب، تعبیر و تفسیر، نصیحت، پیشنهاد کردن، اطمینان خاطر بخشیدن («مسلم است که…» و مانند آن) خودداری می کند.

7-نکته ٔمورد توجه خود مراجع استنه مشکل او. به عبارت دیگر، مشاوره متمرکز بر مراجع است نه بر مشکل.

8- تأکید بر حال است نه بر گذشته. فروید بر گذشته متکی بود و اظهار می داشت که باید ناراحتی های قبلی را از ذهن مراجع، بیرون ریخت، ولی راجرز معتقد است که حال، شامل گذشته نیز هست.

9- در مشاوره ٔ غیر مستقیم، تشخیص، اساسی نیست در حالی که تشخیص، قلب مشاوره ٔ مستقیم است.

در روش غیر مستقیم، تشخیص با مراجع است. فرضا مهم نیست که مشاور احساس کند که تعدیلی در مراجع به وجود آمده. این احساس را خود مراجع باید بکند.

10-تأکید بر روابط مشاوری، برای مراجع، موقعیتی برای رشد است. بعضی از دانشمندان می گویند که مشاوره، یعنی آماده کردن فرد برای رشد، اما راجرز معتقد است که مشاوره خود رشد است. زیرا حین مشاوره، شخص مطالبی یاد می گیرد وبا موقعیت هایی آشنامی شود و می تواند تصمیم بگیرد.

مراحل روش غیر مستقیم

 1-مراجع به نزد مشاور می رود.

2-ایجاد رابطه ٔ حسنه : مشاورباید ضمن تعارفات معمولی و ایجاد رابطه ٔحسنه انتظاراتی را که مراجع می تواند از او داشته باشد توضیح دهد. او باید بگوید پند و اندرز نمی دهد. متخصص فن نیست. جواب تمام سؤال ها را ندارد، و مانند اینها.

 3-مشاوره، مراجع را تشویق می کند به اینکه آزادانه درباره ٔ مشکلش صحبت کند.

4-مشاور صرفاً گفتار و احساسات مراجع را منعکس و موضوع را روشن تر بیان می کند. او در تمام سخنانش سعی می کند ناراحتی های عاطفی مراجع را تخفیف دهد و تمام احساسات و عواطف مراجع را می پذیرد. یعنی به او می گوید: «من شنیدم تو چه گفتی و گفته هایت را درک می کنم» و گفتار مراجع را به او منعکس می کند تا مراجع دریابد که مشاور هم به همان دیدگاه او رسیده است یا خیر. البته مشاور به هیچ وجه، تأیید یا تکذیب نمی کند؛ زیرا تأیید ناراحتی های مراجع، با عث تقویت و تشدید ناراحتی های وی می شود، و تکذیب گفته های مراجع هم باعث می شود او کلامش را قطع کند. همچنین، مراجع نباید مورد ارزیابی قرار گیرد.

معمولاً مراجع احساسات منفی خود را ابتدا بیان می کند. بعد از آنکه عواطف منفی او کم رنگ شد، به ذکر احساسات مثبت خود می پردازد و سپس او خود متوجه احساسات ضد و نقیض خویش می شود.

5-مراجع بصیرت می یابد، یعنی خود را بهتر می شناسد و درک می کند.

6-مرحله ی بعد این است که مراجع، طرح ها و نقشه هایی را که دارد فرمول بندی می کند، یا برای آینده به طرح ریزی می پردازد.

پس از آنکه مراجع بصیرت پیدا کرد، تغییردر طرح ریزی وبعد تغییری در ادارک ورفتارش ایجاد می شود. مثلاً ممکن است در ابتدا از مادرزنش ناراحتی زیادی داشته باشدو از رفتار او بی اندازه شاکی باشد و به او بد و بیراه بگوید، ولی بعد پس از تخفیف عواطف منفی خود مرحله ی تشخبص انجام یم کاردرونی به وسیله ی مراجع است.

7- مراجع رابطه را قطع می کند و مشاوره تمام می شود. در این مرحله، مراجع احساس می کند به مشاور احتیاج ندارد.

مشاور در آخر می تواند بگوید: اگر مورد دیگری داشتید، در اتاق من به روی شما باز است.

نتایج روش غیر مستقیم

 1-عقده گشایی و تخفیفی که در ناراحتی های عاطفی مراجع حاصل می شود.

2-پیدایش یا بهبود بصیرت یا درک شخصی.

3- مشخص کردن هدف ها، و اتخاذ اعمال ورفتاری بر مبنای آن هدف ها.

مشاوری که به شیوه ی غیر مستقیم به مشاوره می پردازد، معتقد است که رفتار انسانی قابل تغییر است و اگر با چند جلسه ی مشاوره تغییر نکند، به زمان بیشتری نیاز دارد.

اختلافات مهم دو روش مستقیم و غیرمستقیم

 1-تشخیص : تشخیص یکی از مهم ترین موارد تمایز روش مستقیم و غیر مستقیم است. در مشاوره ی مستقیم، تتشخیص با مشاور است و علت آن هم این است که او خود را بالاتر از مراجع و متبحر می داند، اطلاعات را تجزیه و تحلیل می کند، ازفنونی مانند آزمون، پرسشنامه وسایر فنون استفاده می کند، مشکل مراجع را تشخیص می دهد و راه حلی به او پیشنهاد می کند. در حالی که در روش غیرمستقیم، تشخیص با مراجع است اصولاً مشاوره جریانی است از تشخیص اما جریانی که در تجارب مراجع ایجاد می شود نه در افکار مشاور. نظر راجرز این است که چون مشاور احساسات و عواطف مراجع را ندارد به درستی تشخیص نمی دهد و فرضاً اگر تشخیص او درست هم باشد، راجرز در مورد اینکه مشاور بتواند این تشخیص رابه طور مؤثری برای کمک بهمراجع به کار ببندد، تردید دارد. زیرا پیش از آنکه مراجع بتواند در اعمال و افکار خویش تغییراتی دهد، باید دریافتهای خود را تغییر داده باشد، این تغییر باید توأم با عمل و تجربه باشد نه فقط به صورت زبانی یا عقلانی. نیروهایی که قادر به ایجاد این تغییر هستند اصولاً در خود مراجع وجود دارند و شاید نتوانند از خارج، بر او تأثیر بگذارند.

راجرز انجام تشخیص از سوی مشاوررا، نه تنها غیر ضروری می داند، بلکه آن را از جهت اینکه در مراجع تمایل به وابستگی ایجاد می کند، مضر می شمارد. او بااستفاده از آزمون ووسایل اندازه گیری و جمع آوری اطلاعات را برای انجام مقاصد پژوهشی، تأیید می کند، ولی باز کاربرد آنها در مشاوره مخالف است.

2-دادن اطلاعات : راجرز زمانی با دادن اطلاعات موافق است که یا در تکمیل تصمیم مراجع به کار رود، یا او را در انتخاب یاری کند، یا آنکه در کشف مشکل واقعیش مورد استفاده واقع شود. ولی دادن اطلاعات را به هیچ وجه کافی نمی داند.

مشاور نباید تصور کند که مشکل اساسی مراجع، از کمبود اطلاعات سرچشمه می گیرد. درست است که بعضی از مراجعان به اطلاعات مخصوص احتیاج دارند و با معرفی منابعی که حاوی آن اطلاعات است قانع می شوند، ولی در اغلب موارد، این کافی نیست، مگر اینکه مشاور مطمئن شود که قبلاً مراجع در فرایند مشاوره، محیط آزادی برای بیان احساسات و تصورات خود داشته است. هر کس می تواند برای کسب اطلاع، به کتابی مراجعه کند، اما در مشورت با شخص دیگر، هدف، صرفاً کسب اطلاع نیست. ممکن است هدف مراجع از ایجاد رابطه آن باشد که درباره ی اقداماتی که تصمیم به اجرای آنها گرفته است، اطمینان بیشتری پیدا کند، شاید از اینکه به تنهایی تصمیم بگیرد می ترسد، ممکن است در جست و جوی کسی باشد که در مقابل تمایلات پدر ومادر، از او جانبداری کند. خلاصه آنکه مشاوره بایک شخص برای کسب اطلاع، تفاوت زیادی، بامراجعه به کتاب دارد. مشاور باید هشیارانه مواردی را که مراجع از رابطه ی مشاوره ای، بیش از کسب اطلاعات انتظار دارد پیدا کند.

3-تلقین و نمو ارزش ها: راجرز در اینکه فسلسفه ی مشاور در مشاوره، منعکس کننده ی فلسفه ی زندگی اواست. و خواه ناخواه از نظر ارزش ها، بر مراجعان خوش اثر می گذارد، با ویلیامسون موافق است. ولی به هیچ وجه با تلقین و تحمیل ارزش ها به مراجع، موافق نیست. در مشاوره اواصلاً از ارزش ها صحبتی نمی کند. در این مورد ویلیامسون با راجرز مخالف است و اعتقاد دارد که مراجع، ارزش های جامعه را نمی داند، بنابراین باید آنها را با وی در میان گذاشت، و این حق را به خود می دهد که در این مورد با مراجع صحبت کند.

راجرز در تلقین ارزش ها، تنها یک مورد را جایز می داند و آن اینکه اگر مشاور واقعاً برای پیشرفت هر فرد به صورت جدا از دیگران، ارزش قائل باشد، آنوقت او برای پیشرفتی که به وسیله ی خود مراجع. تحت رهبری خود وی به وجود آمده باشد، ارزش قائل خواهدشد. از نظر راجرز، وجود این ارزش در روابط مشاوره ای، زیانی ندارد. ولی او با تلقین عقاید اجتماعی، فلسفی، مذهبی، و نظایر آن به شدت مخالف است.

مشاوره معمولاً موجب تغییر وضعیت ارزش های مراجع می شود. ممکن است ابتدا مراجع در زندگی خویش، افکار و عقاید دیگران را پذیرفته باشد، یعنی ارزش هایی را که از فرهنگ جامعه به وسیله ی تعلیمات والدین، دوستان، معلمان و امثال آنها به او منتقل شده، قبول کرده و با آن موافق باشد.ولی به تدریج در مییابد که او آن کسی نیست که در واقع باید باشد، بلکه به گونه ای است که تصورمی کند دیگران از او توقع دارند یا می خواهند که باشد. اما چون مطمئن نیست که خودش چطور می اندیشد یا چه ارزش هایی را مهم می داند، احساس عدم امنیت و سرگردانی می کند. این احساس هنگامی تقلیل می یاید که بیاموزد می تواند بر مبنای دلایل و مدارکی که از تجارب شخصی خود به دست آورده است. سیستمی از ارزش ها رابرای خود بسازد و بفهمد که عقایدی را که تا کنون داشته، قابل تغییر و اصلاح است و تغییر آنها براساس تجارب جدید امکان پذیر است. او کم کم در می یابد که قبول وجود خود، به عنوان مرکز ثقل و تعیین کننده ارزش ها نه تنها کاری ممکن است، بلکه این کار، رضایت خاطرش را نیز فراهم می آورد. و وقتی این عمل برای وی انجام گرفت، ارزش ها دیگرثابت، غیر قابل تغییر، یا تهدید کننده و به نظرش نمی رسند.

اگر بگذاریم مراجع با آزادی کامل احساس کند، و همان طور که خود مایل است، باشد، آنوقت مشاوره ی متمرکز بر مراجع، موجب بروز تغییرات معینی در وضعیت ارزش های مراجع می شود. مراجع به تدریج، نقاب های خود را کنار می گذارد و از اینکه کاری را به صرف این انجام دهد که «باید بکند» یا موجب رضایت دیگران است، دوری می جوید و برعکس، بر ارزش هایی تکیه می کند که خود با تجارب شخصی به دست آورده و صرفاً انعکاس ارزش های دیگران نیست. ارزش های مورد قبول او دیگر خشک و غیرقابل تغییر نیستند، بلکه دائماً به تناسب تغییراتی که در تجارب و عکس العمل های او پیش می آید، تغییر می کنند، وعکس العمل های اورا درمواقع مختلف، حالت های متفاوتی پیدا می کند. او به خود اعتماد پیدا می کند و ارزش ها را در عکس العمل های خویش جست و جو می کند. و برای خود رهبری، ارزش قائل می شود.

4-قضاوت و ارزیابی: ویلیامسون ضمن اینکه به مراجع احترام می گذارد، در مواردی هم به ارزیابی و داوری اقدام می کند. ولی راجرز در مشاوره به هیچ وجه به قضاوت و ارزیابی نمی پردازد.

5- سؤال کردن: در روش مستقیم، مشاور سؤال می کند؛ در صورتی که در روش غیر مستقیم، مشاور از سؤال کردن احتراز می کند و فقط گفته های مراجع را منعکس، روشن، مرور، و تکرار می کند. و او را به صحبت کردن وامی دارد و بیشتر، گوش می دهد.

6-استفاده از آزمون ها و فنون راهنمایی: در روش مستقیم، مشاور از آزمون ها و فنون مختلف شناخت و راهنمایی استفاده می کند، یا پیشنهادهایی به مراجع می کند، مثل اینکه کلاسش را تغییر دهد، یا در فعالیت های فوق برنامه شرکت کند، ونظایر آن. در صورتی که در روش غیرمستقیم هیچ یک از این موارد مطرح نیست و معمولاً از هیچ ابزاری استفاده نمی شود یا هیچ پیشنهاد درمانی به مراجع داده نمی شود.

7-چگونگی رابطه: در روش مستقیم مشاور اقتدار بیشتری دارد، ولی در روش غیر مستقیم  روابط دوستانه تر است و ایجاد محیطی آزاد و خالی از هر نوع ناامنی، مورد تأکید است.ولی چون در سیستم های آموزشی، انضباط اهمیت دارد، عده ای کاربرد روش غیر مستقیم را در مدارس غیر عملی می دانند و می گویند این روش از یک محیط درمانی به مدرسه آمده وقابل اجرا نیست، زیرا در مدارس مشکلات اغلب به طرح ریزی مربوط است. که مستلزم اطلاعات و تجزیه و تحلیل است، باوجود این باید در نظر داشت که باز هم دانش آموزانی وجود دارند که مشکلاتشان عاطفی است و به همین علت عده ی زیادی طرفدار روش انتخابی هستند.

3- روش انتخابی

بازگشت به فهرست اولیه اصول و فنون راهنمایی و مشاوره

مهکام مجله اینترنتی آموزش خانواده سبز ایرانی

راهنمای کامل دوران بارداری و پرورش نوزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *