آموزش وردپرس
خانه » خانواده » رفاقت و اثرات آن بر سرنوشت انسان
آموزش خیاطی توسط خانم سیما عمرانی کارشناس خیاطی صدا و سیما
مهکام دات کام رفاقت و اثرات آن بر سرنوشت انسان
مهکام دات کام رفاقت و اثرات آن بر سرنوشت انسان

رفاقت و اثرات آن بر سرنوشت انسان

مهکام دات کام رفاقت  و اثرات آن بر سرنوشت انسان

دوستی

بشر در تمام ادوار زندگی از ایام کودکی و جوانی تا روزمیانسالی همواره نیازمند رفاقت ودوستی دیگران بوده است. همانطور که از داشتن رفیق موانق و دوست یک دل احساس مسرت می کند و از مصاحبتش خشنود می گردد، همچنین از تنهائی رنج می برد و از نداشتن هم صحبت شایسته و مناسب، آزرده خاطر و متاثر می شود.
رفقا و دوستان نه تنها با هم انس می گیرند و با مصاحبت و همنشینی موجبات شادمانی و نشاط یکدیگر را فراهم می سازند، بلکه هر دوستی به مقیاس درجه رفاقت و دوستی در امور مادی و معنوی رفیقخود نفوذ می کند و هر یک دانسته یا ندانسته روی عقائد و اخلاق و رفتار و گفتار دیگری اثر می گذارد.قرآن کریم از زبان اهل جهنم نقل می کند که می گویند:
ای کاش فلانی را دوست صمیمی خود قرار نمی دادم.
رسل اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: دین و روش آدمی طبق مذهب و سیره دوست صمیمی و رفیق دلبندش خواهد بود.
حضرت سلیمان (علیه السلام) فرموده است: درباره کسی به نیکی یا بدی قضاوت نکنید تا رفقایش را ببینید. چه آنکه آدمی از امثال و اقرانش شناخته می شود و به صفات همنشینان و دوستان صمیمیش توصیف می گردد.
دوست شناخته و با فضیلت یکی از سرمایه های بزرگ زندگی و از عوامل خوشبختی و سعادت بشر است. اولیاء گرامی اسلام پیران خود را در انتخاب رفیق عاقل و با ایمان، تشویق نموده و فوائد وجود چنین دوستی را خاطر نشان ساخته اند.
علی (علیه السلام) فرموده است: پیوند دوستی را با برداران دینی خود محکم سازید که آنان ذخائر دنیا و آخرت هستند. مگر نشنیده اند که خداوند در قرآن شریف به غم و اندوه گمراهان در قیامت اشاره کرده که می گویند: در این روز سخت نه شفیعی داریم نه دوستی که در کارمان همت گمارد.
دوست با فضیلت ولایق که در ایام خوشی و ناخوشی، یار یکدل و صدیق وفاداری است، برای‌ آدمی ارزش حیاتی دارد و از دست دادن چنین رفیق عزیزی از مصائب بزرگ زندگی است.
علی (علیه السلام) فرمود: کسی که دوست پاک ضمیر خود را که برای خدا با وی پیوند دوستی داشته از دست بدهد، مثل این است که شریف ترین اعضاء بدون خود را از کف داده است.
انسان و زندگی اجتماعی
احتیاج بشر به حمایت و محبت دیگران منحصر به دوران کودکی و ایام ضعف و ناتوانیش نیست بلکه این نیازمندی پس از سپری شدن ایام کودکی هم چنان ادامه دارد و آدمی برای ادامه زندگی در تمام دوره های جوانی و میان سالی و پیری نیز محتاج به حمایت و همکاری دیگران است زیرا بشر به قضاء حکیمانه الهی اجتماعی آفریده شده و قادر نیست یک تنه و بدون کمک دیگران در صحنه پیکار زندگی، نبرد کند و خود به تنهائی بر تمام مشکلات فائق آید و ادامه حیات دهد.
بشر باید همواره در ظل جامعه زیست کند و برای دست یافتن به ضروریات زندگی و حوائج مادی، برای پیروزی در نبرد با طبیعت و غلبه بر موانع طبیعی، برای پیمودن راه کمال و نیل به مدارج عالی انسانی و خلاصه برای حفظ حیات فردی و به فعالیت آوردن استعدادهای درونی خویش همواره به اشتراک مساعی افراد نوعی خود احتیاج دارد.
امام صادق (علیه السلام) فرموده است: با مردم بیامیزید، در اجتماعشان شرکت کنید و آنان را در کارها یاری نمائید، منزوی نشوید و از جامعه کناره گیری نکنید و همواره در معاشرتهای اجتماعی با آنان چنان سخن بگوئید که خداوند فرموده است: با مردم به خوبی سخن بگوئید.
گرچه رفیق خوب و شایسته برای کلیه طبقات مردم در تمام ادوار زندگی ارزنده و مهم است ولی برای نسل جوان اهمیت بیشتر دارد زیرا جوانا که در آستانه زندگی اجتماعی قرار گرفته اند می توانند به وسیله رفیق خوب و با فضیلت، شخصیت خود را تقویت کنند و استعدادهای اجتماعی خویش را به فعلیت در آورند و خود را برای فعالیت های دامنه دار اجتماعی فردای خویش مهیا سازند.
خطر رفیق بد
نداشتن رفیق شایسته و دوست صمیمی مایه محرومیتهایی در زندگی دنیا و تاثراتی در جهان آخرت است، ولی مصیبت بسیار بزرگ، رفاقت با عناصر فاسد و هم نشینی با افراد گناهکار است، زیرا این قبیل دوستان با تلقین های شیطانی، رفیق خود را به گمراهی و ناپاکی سوق می دهند و با وسوسه های منحرف کننده به انواع گناه و پلیدی آلوده اش می سازند.
به عبارت دیگر کسی که رفیق خوب ندارد، تنها به پاره ای از نعمتها نمی رسد و از کمالاتی که ممکن بود بر اثر رفیق شایسته نصیبش شود محروم می ماند. ولی آن کس که رفیق بد دارد نه تنها او به کمال عالیتری نمی رسد، بلکه کمالات فطری و فضائل طبیعی خود را نیز از دست می دهد و در نتیجه به محرومیت ها و آلام دنیوی و همچنین کیفرهای اخروی دچار می شود و موقعی که سیه روز و بدبخت شد و دین و دنیایش تباه گشت اظهار ندامت می نماید و آرزو می کند ای کاش با چنین  عنصر فاسدی رفاقت نمی کردم.
اولیاء گرامی اسلام ضمن نامه ها و سخنان حکیمانه خود خطر رفاقتهای مضر و گمراه کننده را خاطر نشان فرموده و پیروان خویش را از مجالست و همنشینی افراد فاسد و تبهکار بر حذر داشته اند.
علی (علیه السلام) در نامه خود به حارث همدانی توصیه کرده است: از رفاقت با کسانی که افکارشان خطا و اعمالشان ناپسند است برحذر باش چه آدمی به روش رفیقش خو می گیرد و به افکار و اعمال وی معتاد می شود.
امیر مومنان فرموده است: از مصاحبت با مردم شریر و فاسد بپرهیزد که طبیعتت به طور ناآگاه بدی و ناپاکی را از طبع منحرف او می دزدد و تو از آن بی خبری.
امام صادق (علیه السلام) فرموده است: کسی که با رفیق بد همنشین شود سالم نمی‌ماند و سرانجام با ناپاکی آلوده می شود.
یکی از مشکلترین مسائل جوان که همیشه در همه جا با آن مواجه بوده و هست و در بعضی مواقع مصائب عظیم و غیر قابل جبرانی به بار آورده است مساله برگزیدن دوستان محرم و انتخاب رفقای یک دل و موافق است.
اشکال این موضوع در دوران شباب از آن جهت است که جوانان از یک طرف به کشش طبیعی و خواهش دل، عاشق دوستی و رفاقتند و میل دارند با یک یا چند نفر همسالان خود رفیق صمیمی شوند و عمیقترین روابط دوستانه را با آنان برقرار سازند و از طرف دیگر بر اثر احساسات تند و ناسنجیده و عدم توجه به جهات عقل و مصلحت ممکن است عناصر ناصالح و تبهکاری را به دوستی برگزینند و بر اثر رفاقت شوم و خطرناک آنان موجبات تیره روزی و بدبختی خویش را فراهم آورند.
آنچه جوان در این زمینه بدان نیازمند است، راهنمایی صحیح در انتخاب رفیق و همچنین اندازه گیری حدود رفاقت است. اگر والدین و مربیان بتوانند اقتضاء روانی دوران شباب را برای جوانان توضیح و تشریح کنند و آنان را به وضع روحی خودشان آگاه سازند. اگر بتوانند خطر رفقای ناصالح و ضرر تندروی در رفاقت را به جوانان بفهمانند و با منطقی مستدل و خیرخواهانه آنان را از رفاقت با عناصر تبهکار و افراطی در دوستی بر حذر دارند، توانسته اند وظیفه خویش را نسبت به آنها در مورد انتخاب رفیق انجام دهند و از این راه موجبات خوشبختی و سعادتشان را فراهم سازند.
انگیزه های دوستی
اینک به منظور مزید آگاهی جوانان و راهنمائی آنان در این بحث روحیه نسل جوان را در انتخاب رفیق و طرز رفاقت مورد بررسی قرار می دهیم و با استفاده از منابع دینی و تحقیقات علمی دانشمندان، پیرامون این مساله مهم از چند جهت گفتگو می‌کنیم.
اولین مطلبی که در بررسی رفاقت جوانان جلب توجه می کند و دوستی آنان را از دوستی کودکان و بزرگسالان ممتاز می سازد و بدان رنگ اختصاصی می بخشد تفاوتی است که در انگیزه دوستی جوانان با انگیزه های دوستی اطفال و کهن سالان وجود دارد.
می توان گفت دوستی کودکان با یکدیگر قبل از آغاز بلوغ تنها یک محبت بی‌آلایش و یک جاذبه ساده طبیعی است که از غریزه و کشش انس سرچشمه می گیرد و بر اثر برخوردهای تصادفی در محیط زندگی تحقق می یابد و دوستی بزرگسالان با یکدیگر ناشی از جلب منافع زندگی و ضرورتهای حیاتی است، ولی دوستی جوانان با همسالان خود از جنبش موافق یا مغایر ناشی از ضربه های عاطفی و احساسات محبت آمیز تندی است که بر اثر بروز غریزه جنسی آشکار شده است و گاهی رفاقت را به یک عشق سوزان مبدل می سازد و در بعضی از مواقع به فساد جنسی و انحراف اخلاقی منجر می گردد.
علی (علیه السلام) فرموده است: کسی که ناسنجیده با دیگران پیمان می‌بندد ناچار باید به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد.
همچنین امام صادق (علیه السلام) به بعضی از اصحاب خود فرمود: دوست خود را از اسرار زندگیت آگاه مکن، مگر سری که اگر به فرض دشمنت بداند به تو زیان نمی‌رساند زیرا دوست کنونی تو ممکن است روزی دشمن تو گردد.
بنابراین جوانان خام و ساده دلی که در انتخاب دوست پیرو عواطف و احساسات آنی خود هستند و هرگز به فردای دوستی فکر نمی‌کنند و ارتباط امروز را با یک پیوند ثابت و ناگستنی می‌پندارند و به قدری در دوستی و یک رنگی افراط می‌کنند که گوئی یک روحند در دو بدن مثل هم لباس می‌پوشند و مانند یک دیگر موی و روی خود را می‌آرایند، با هم از هر دری و سری سخن می‌گویند و هیچ رازی را از رفیق خود پنهان نمی‌‌کنند، باید بدانند ضرر این تندروی موقعی آشکار می‌شود که بر اثر یک پیش آمد نامطلوب، با رنجش خاطر از هم قهر می‌کنند دوستی آن دو به دشمنی مبدل می‌گردد.
دراین موقع است که برای انتقام‌جوئی هریک راز دیگری را فاش می‌کند تا بدینوسیله او را مفتضح و رسوا سازد.

راهنمای کامل دوران بارداری و پرورش نوزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *