آموزش وردپرس
خانه » سرگرمی » داستان های کوتاه » داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام
آموزش خیاطی توسط خانم سیما عمرانی کارشناس خیاطی صدا و سیما
داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام (3)-www.mehcom.com
داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام (3)-www.mehcom.com

داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام

یک داستان فراموش نشدنی از الاغ‌های جزیره هنگام !

در جلسه ای که در معاونت بهداشت و سلامت آموزش و پرورش شهرستانهای تهران در تاریخ 1393/7/30 برگزار شده بود با جناب آقای مهندس محمد درویش که سمت مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان حفاظت محیط زیست را به عهده دارند آشنا شدم ایشان که به عنوان سخنران مدعو در میان فرهنگیان حضور داشتند درباره محیط زیست و لزوم محافظت از محیط زیست سخنرانی نمودند که شنوندگان را تحت تاثیر قرار داد .

من نیز تصمیم گرفتم در کنار سایر کارهایم به محیط زیست نیز ارزش بیشتری قائل شوم به همین خاطر تصمیم گرفتم در مجله اینترنتی آموزش خانواده که با هدف تامین آموزش های لازم برای خانواده های ایرانی پایه ریزی شده مبحث محیط زیست را در قسمت سبک زندگی-محیط زیست و بخش داستانی مجله وارد کنم .

داستان زیر برگرفته از وبسایت آقای محمد درویش است که به عنوان یک داستان برای شما از زبان خود آقای محمد درویش نقل می کنیم :

آقای حسین آقاخانی زنجانی-www.mehcom.com
آقای حسین آقاخانی زنجانی-www.mehcom.com

    نامش هنگام است؛ یک جزیره زیبا با سواحل مرجانی استثنایی که کمتر از ۱۰ کیلومتر طول و ۵ کیلومتر عرض دارد و در مجموع، حدود ۲۵۰۰ نفر از ایرانیان را در خود جای داده است. سرزمین کوچکی که دست‌کم ۲۰۰ هزار سال از عمرش در هیبت یک جزیره در میان آب‌های نیلگون خلیج فارس می‌گذرد. با این وجود، می‌خواهم در باره‌ی رخدادی شگفت‌انگیز با شما سخن بگویم که در هنگام رخداده و هنگامه‌ای در دل و جانم برپا داشته است …

فرصتی دست داد تا در یک کارگاه آموزشی برای جوامع محلی اطراف تالاب شور و شیرین و میناب به دیار مردم خونگرم و عزیز هرمزگان بروم. در جریان این سفر، با مردی آشنا شدم به نام حسین آقاخانی زنجانی، یک فعال محیط زیست و متخصص غواصی که چند سالی است در جزیره هنگام می‌کوشد تا هم به رونق گردشگری منطقه کمک کند و هم جذابیت‌های طبیعی هنگام را به نحوی از گزند رفتارهای غیرمسئولانه‌ی گردشگران درامان بدارد. از همین رو، تلاش می‌کند تا در کنار کسب و کار خود، به کاشت و مرمت مرجان‌ها، پاکسازی سواحل هنگام از زباله و امداد و نجات برای حیوانات و پرندگان آسیب‌دیده‌ی منطقه هم بپردازد. ماجرایی که در این نوشتار می‌خواهم به شرح آن بپردازم، حاصل یکی از مشاهدات و تجربه‌های باورنکردنی حسین آقاخانی زنجانی است …

ماجرا برمی‌گردد به اواخر سال ۱۳۹۰، زمانی که حسین با وانت نیسان آبی‌رنگش – که یکی از معدود خودروهای موجود در جزیره است – مشغول عبور از جاده‌ی ساحلی موسوم به قیر بوده که ناگهان با الاغی روبرو می‌شود که در وسط جاده نشسته و راه را بر او سد کرده بود! انگار می‌خواست به او چیزی بگوید … وی پس از پیاده شدن از خودرو، درمی‌یابد که پای الاغ زخمی و متورم شده و قطعه‌ای فلز در آن فرو رفته است؛ فلزی که متعلق به یک قوطی کنسرو باز شده است که ظاهراً توسط گردشگران پس از مصرف در جزیره رها شده بود. البته حسین هر چقدر تلاش می‌کند، نمی‌تواند الاغ زخمی را بگیرد و آن حیوان بخت برگشته، لنگان لنگان از محل می‌گریزد (گفتنی آنکه سالهاست این الاغ‌ها – که زمانی برای کارکردهای ترابری و حمل و نقل به جزیره وارد شده بودند – به حال خود رها شده و به صورتی نیمه وحشی به زندگی خود ادامه می‌دهند).

داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام (4)-www.mehcom.com
داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام -www.mehcom.com

تا اینکه چند روز بعد به حسین اطلاع می‌دهند که الاغ زخمی خود را به محوطه‌ی حیاط مدرسه جزیره رسانده … او نیز بلافاصله به محل می‌رود و همان طور که در تصاویر می‌بینید با کمک همکارانش، الاغ مجروح را گرفته و پس از بیرون آوردن تکه‌های باقیمانده‌ی قوطی کنسرو و پانسمان پای مجروحش که متأسفانه از شدت جراحت کرم زده بود، او را به حال خود رها می‌کند …

 حسین آقاخانی زنجانی در حال بیرون آوردن تکه فلزی کنسرو از پای الاغ بیچاره-WWW.MEHCOM.COM
حسین آقاخانی زنجانی در حال بیرون آوردن تکه فلزی کنسرو از پای الاغ بیچاره-WWW.MEHCOM.COM

الاغ‌های جزیره هنگام محبت را درک می کنند

این ماجرا می‌گذرد تا حدود یکماه بعد … وقتی که حسین مشغول کار در دفتر خود بود و ناگهان متوجه صداهایی در محوطه‌ی بیرونی دفترش می‌شود … بله، صداها متعلق به همان الاغ بود که اینبار با چند هم‌نوع دیگرش خود را به محل کار حسین رسانده بودند! چرا که آنها هم جملگی دچار همان بلا شده و پای‌شان از وجود قطعه‌ای فلز دچار عفونت و درد شده بود و حالا آمده بودند به نزد انسانی که پیش‌تر رفاقتش را برای الاغ‌ها ثابت کرده بود …

داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام (6)-www.mehcom.com
داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام (6)-www.mehcom.com

    نتیجه گیری اخلاقی از داستان الاغ‌های جزیره هنگام :

نخست: لابد خوانندگان وفادار این سطور، هنوز قصه‌ی ۲۵ دی ماه ۱۳۹۲ را به یاد دارند؟ انگار همچنان آن درس‌ها و شرمندگی‌ها ادامه دارد! ندارد؟

داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام (3)-www.mehcom.com
داستان فراموش نشدنی الاغ‌های جزیره هنگام (3)-www.mehcom.com

دوم: هر چند از پرتاب‌کنندگان قوطی‌های کنسرو خالی در طبیعت ابراز انزجار می‌کنم و امیدوارم بازخوانی این روایت منجر شود تا خوانندگان عزیز این سطور هم، چنین کرده و اگر این قوطی‌ها را در طبیعت یافتند، بلافاصله به جمع‌آوری‌شان اقدام کنند؛ اما انگار اگر آنها نبودند، اینک ما درنمی‌یافتیم که زدن برچسب «نفهم» به الاغ‌ها تا چه اندازه نشان از نادانی خطاب‌کنندگان دارد! نه؟
سوم: همان طور که بارها گفته‌ و نوشته‌ام، این کمال بی‌انصافی و نامهربانی است که پست‌ترین هم‌نوعان انسان‌نمای خویش را با القاب و صفت‌هایی حیوانی چون: گربه ‌صفت، جغد شوم، کفتار پیر، خفاش شب، خرس نفهم، سگ پدر، گراز بلا، گورخر مصیبت و … خطاب کنیم. اگر می‌خواهیم «خشونت» را در جامعه مهار کنیم، شاید نخستین گامش آن باشد تا از آن نوع رفتارها و گفتارهایی که ناخودآگاه به ترویج خشونت با حیوانات – به ویژه در نزد کودکان – می‌انجامد، پرهیز کنیم.

http://mehcom.com/wp-content/uploads/داستان-فراموش-نشدنی-الاغ‌های-جزیره-هنگام-1-www.mehcom.com_.jpg
داستان-فراموش-نشدنی-الاغ‌های-جزیره-هنگام-1-www.mehcom.com

    و واپسین کلام آنکه
دوست دارم حسین آقاخانی زنجانی را، هموطن فرزانه‌ای که بی‌منت بخشی از وقت و سرمایه‌ی خویش را نثار آن گروه از هموطنان‌مان می‌کند که هرگز نمی‌توانند به او بگویند: دست مریزاد …
لطفاً در معرفی و تکثیر چنین هموطنانی به نگارنده کمک کنید …

مهکام مجله اینترنتی آموزش خانواده موفق ایرانی – داستان های کوتاه

راهنمای کامل دوران بارداری و پرورش نوزاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *